تبليغاتX
محرمانه

محرمانه

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

هوالحکیم*

خداوند "عالم بما فی الصدور" است و این نوشته، ورودی در باب قضاوت درباره مرحوم علی کردان ندارد که پس از مرگ تنها قضاوت الهی صائب است. قضاوتی که میتواند فرسنگها با ذهن موافقان و مخالفان او فاصله داشته باشد. وظیفه ما طلب غفران الهی برای اموات مسلمین و مومنین است. هرچند که بر اساس آموخته های اسلامی، رنجهای وارد شده به انسان قبل از مرگ قطعا در آمرزش گناهان او موثر خواهد بود. 

اما درباره مرحوم علی کردان خیلی حرفها زده شد و رفتارها صورت گرفت که اسیر افراط و تفریط بسیاری بود: 

- برخی از موافقانش با عبور از خطای آشکارش او را در حد یک انسان کامل بالا بردند تا آنجا که گفته شد: «آقاي کردان را شما مي شناسيد و من نبايد معرفي کنم اما فقط يک جمله بگويم. رفتار ايشان را در روز استيضاح آرماني، انقلابي و منطبق بر فرهنگ بسيجي ديدم. من ديدم ايشان در مجلس آبروي خود را داد تا لطمه يي به انسجام ملي و حيثيت کشور وارد نشود. فحش خورد، تحمل کرد اما چيزي نگفت و اين يعني بسيجي.» 

- برخی از مخالفانش خصوصاً در جریان دوم خرداد که از دوران مسوولیت او در صدا و سیما بدجوری کینه به دل داشتند، او را مفسد و غیره خطاب کردند و قصد عقده گشایی داشتند. 

- حجم تخریب و بی بند و باری خصوصا فضای پیامکهایی که علیه او و به بهانه او علیه دولت اصولگرا و نظام ارسال می شد نیز نمونه ای از عدم رعایت حد اعتدال و انصاف بود. 

اما انصاف این است که بگوییم زندگی کردان دارای دو مقطع کاملا متفاوت سیاسی بوده است که با جریان معرفی اش به عنوان وزیر کشور تقسیم و جدا گردید. 

او در کمیته، سپاه، دادستانی انقلاب، فرمانداری، ستاد اجرایی فرمان امام (ره)، شوراي عالي دفاع، سازمان مسكن، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، سازمان ايرانگردي و جهانگردي، شورای مشورتی مجمع تشخیص و از همه مهمتر معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما در زمان علی لاریجانی دارای خدمات بسیاری بوده است که بسیاری از صاحبان مدارک پر زرق و برق به او نخواهند رسید. او خصوصا در این مسوولیت آخری زحمات بسیاری کشید و در میان نیروهای ارزشی و انقلابی از جایگاه شایسته ای برخوردار بود. چراکه مسوولیتش در صدا و سیما مقارن با تسلط جریان دوم خرداد بر دولتی بود که منجر به حذف بسیاری از نیروهای بسیجی و انقلابی شده بود. کردان آنها را رها نکرد و مورد حمایت قرار داد و اتفاقاتی نادر چون "کامران نجف زاده"، محصول و مرهون این حمایتها بود. لذا راز کینه دوم خردادی ها از او و شادمانی آنها از رسوایی مدرک تحصیلی اش را باید در همین زمان جستجو کرد. 

کردان اگر نصیحت مشفقانه و خصوصی برخی دلسوزان خود خصوصا توصیه یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس را چند روز قبل از رای اعتماد می پذیرفت و قبل از رای اعتماد و یا لااقل قبل از استیضاح، شخصا از تصدی وزارت کشور کناره گیری میکرد، هرگز چنین سرنوشتی برایش رقم نمی خورد. او دو اشتباه غیر قابل اغماض انجام داد و چوبش را خورد: نخست ادعای غیر صحیح درباره مدرک تحصیلی – که می توانست بدون ادعای داشتن آن مدرک هم به خوبی خدمت کند - و دوم پافشاری بر این اشتباه و سعی در توجیه آن. هرچند که اصرار بی مورد رئیس دولت بر عدم برکناری اش نیز خالی از تاثیر در این اتفاق نبود. 

با این اشتباهات بود که چاره ای جز برکناری اش از سوی اصولگرایان مجلس برای حفظ آبروی نظام و کمک به حفظ اعتبار دولت نهم باقی نگذاشت. تصور کنید انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد با مسوولیت و وزارت وزیر کشور متهم به تقلب در مدرک تحصیلی انجام می شد. آنها که او را استیضاح کردند پشیمان نیستند و به شرط صداقت در نیت خویش ماجورند، اما امروز هیچ اصولگرایی و هیچ انسان آزاده ای از این اتفاق خرسند نیست. در واقع، کرد آن که نباید می کرد و شد آنچه نباید می شد. خداوند همه ما را مورد غفران و بخشش خود قرار دهد.

"ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین"

* این مطلب عینا در سایت جهان نیوز نیز منتشر شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 11:56  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

به سینما رفته بودم تا فیلم دیگری ببینم که بلیطش تمام شده بود. از سایر فیلمها پرسیدم. گفتند "کتاب قانون" مازیار میری تازه آمده و فیلم خوبی است که تهیه کننده اش گفته است رکورد خواهد زد. با دیدن اسم پرویز پرستویی - که هر فردی را مشتاق دیدن بازی اش می کند - تصمیم گرفتم ببینم. اولین روزهای اکرانش بود.

پس از پایان فیلم اولین حسی که دست داد این بود که در این آشفته بازار فیلمهای بی محتوا و الکی خوش و بی ربط به فرهنگ و آداب ایرانی، یک فیلم خوش ساخت و البته مفرح تولید شده است که  حائز نکات مثبت و البته منفی بسیاری نیز هست. قصد داشتم زودتر از اینها برداشت شخصی ام را بنویسم اما ابهام در صحنه پایانی فیلم مرا بر آن داشت تا پس از دیدن دوباره  فیلم بنویسم. باید می فهمیدم که بالاخره "آمنه" به ایران بازگشت یا نه. چون به نظرم ماشین در حال بازگشت از خرابه های جنوب لبنان تنها دو سرنشین داشت: راننده و رحمان! بعدا که شنیدم قسمت پایانی فیلم - رفتن رحمان به لبنان برای بازگرداندن آمنه - برای گرفتن مجوز اکران اضافه شده است، به علت این ابهام پی بردم. اگر آمنه در خودرو نبوده باشد، (هنوز برای مرتبه دوم ندیدم) کارگردان با زرنگی و رندی از بازگرداندن او به ایران سرباز زده است. اما این مساله اصلی نیست.

نقدهایی که به این فیلم خواندم از دو زاویه به تعریف و تمجید و یا تقبیح آن پرداخته اند:

1- نیت خوب در به تصویر کشیدن فاصله مسلمانی ما با اسلام ولی اجرای بد آن

2- هم نیت خوب هم اجرای خوب آن (البته مناسب برای مخاطب صرفا داخلی)

3- هم نیت بد هم اجرای بد (خصوصا همراه با اغراض سیاسی و تئوریک)

نکته ای که میخواهم بدان اشاره کنم این است که فیلم دارای همه این توصیفات است. اما در لایه های مختلف خود و صد البته دارای وزنهای متفاوت که متاسفانه باید بگویم نکات منفی فیلم دارای وزن بیشتری هستند.

"کتاب قانون" موارد ذیل را تقریبا منصفانه نقد کرده است و زبان طنز باعث اغراق هم شده است:

- سفرهای خارجی متعدد و غیر ضروری تعداد زیادی افراد غیر مرتبط به بهانه مذاکرات کارشناسی علمی و فرهنگی و ... .

- بی بهره و نتیجه بودن مذاکرات اینچنینی بطوریکه در همه سفرها مطالب تکراری است و کسی در مباحث شرکت نمیکند.

- عادت بد ولی متاسفانه واقعی برخی ایرانی ها در جلسات و همایشها و سمینارها که از خجالت هر آنچه روی میز پذیرایی است در می آیند و در نهایت با بذل و بخشش پسته و فرش ایرانی می خواهند سر و ته قضیه را به هم آورند.

- بالا رفتن سن ازدواج خصوصا در مردان ایرانی.

- رفتار بعضا مغایر اعتقادات برخی مسلمانان ایران (غیبت و ریاکاری و ...) که چهره ایرانیان مسلمان را خراب کرده است.

اکثر این انتقادات مربوط به حوزه رفتاری است که در درجه کمتری از اهمیت نسبت به حوزه اندیشه و اعتقادات قرار دارد. باید اذعان کرد از نظر تاثیری که بر برخی مخاطبان خود می گذارد، اشاره به این نکات خوب است. اما ...

از طرفی فیلم "کتاب قانون" دارای نکات منفی جدی و عمیقی است که اکثرا حوزه اعتقاد و اندیشه را نشانه رفته است.

- ارائه نگاهی پلورالیستی به دین و دینداری و ... در صحنه های پایانی و نتیجه گیری انتهای فیلم که رفتار انسانی را مهمتر از دینداری دانسته است چه برسد به اینکه نوع دین هم برایش مهم نیست. سوال این است که کدام کتاب الهی چنین قانونی وضع کرده است؟!

- ارائه تصویر دگرگون شده از یک رزمنده دفاع مقدس (عکس رایانه رحمان)، به یک فرد دل از دست داده در برابر دلبریهای دختری نامسلمان. این تصویر دگرگون شده با تعمد در لباسهای دیگر هم می رود تا چند رویی را القا کند. شنیدم قرار بوده نقش روحانی - شبیه تصویر رضا مارمولک - نیز اضافه شود که اجازه نداده اند!

- آمنه که در ابتدای مسلمانی اش در لبنان هر هفته در نماز جمعه شرکت می کند و به مسجد می رود - تا جایی که رحمان برای یافتن مجدد او بارها به محل نماز می رود - در ایران آنهم در یک محله جنوب شهری که دارای مساجد متعدد در کوچه هاست، یکبار هم نماز جمعه نمی رود و به مسجد هم سری نمی زند. گویا فقط آمده ایران تا از مسلمانی خانواده جدیدش عیب و ایراد بگیرد و قهر کند و برود. می توانست با رفتن به مسجد محل با مومنان واقعی و روحانیون حقیقتا راستین مواجه شود و در دید مخاطب فیلم مقایسه بد مسلمانان با مومنان را به نمایش بگذارد.

- قشری بودن دینداری آمنه پس از مسلمانی اش نشان می دهد که حتی او هم نمونه یک مسلمان واقعی نیست. او در عین عمل به دستورات اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر، در مواردی که شبهه رفتاری پیش می آورند نمی تواند تشخیص دهد. مثل سیر نخوردن، تلفظ اشتباه "رخمن و رخیم" و ... . و نهایتا اینکه بدون اذن شوهرش نه تنها خانه بلکه کشور را ترک می کند که در تناقض آشکار با اعتقادات به ظاهر محکم او است. باید پرسید که آمنه به دستورات و "قانون کدام کتاب ؟!" عمل می کرده است؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:15  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

در ایام تبلیغات انتخاباتی و زمانی که بازار شعر گفتن برای ارسال از طریق پیامک داغ داغ بود، دو بیت سروده شد که  با حال و هوای این روزهای جنبش سبز اموی سازگاری بیشتری دارد. خصوصا بعد از یوم الله سیزده آبان که آخرین میخ بر تابوت آنها بود. چراکه اکثر قریب به اتفاق غافلان روزهای نخست این فریب بزرگ، تاکنون صف خود را از پیاده نظامان بی جیره و مواجب کاخ سبز (سابقا سفید) آمریکا جدا کرده اند و از این پس رهبران داخلی این حرکت کور تنها باید پاسخگوی جسارت بخشی به عده ای کینه توز برای عقده گشایی نسبت به نظام، انقلاب، امام و رهبری باشند.

موجیم ولی ز عمق دریا آییم

                           ما مخزن اسرار دل دریاییم

ای سبزه کوچک کنار مرداب!

                           برخیز و برو! فاتح ساحل ماییم

**************************

شعری هم از دوست خوبم عبدالمجید خشنود دانشجوی دکتری دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:45  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

امام حسین (ع): «ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملوا النعم فتحور نقما»

نیازمندیهای مردم به شما از نعمتهای پروردگار است که متوجه شما شده است از این نعمتها خسته و نگران نشوید که مبادا گرفتاری برگردد.

حدود ساعت نه جمعه شب و هوا کمی سرد بود. به منزل بر می گشتم که همسرم مرا متوجه مرد و زنی کرد که به همراه نوزادشان در یکی از کوچه های فرعی و تاریک در نزدیکی میدان نوبنیاد نشسته بودند. از این صحنه ها در خیابانهای شلوغ و پر رفت و آمد زیاد دیده بودم. افرادی که اکثرا به صورت باندی هم فعالیت می کنند و با سوء استفاده از کودکان بی سرپرست، با تحریک احساسات مردم دنبال سرکیسه کردن رهگذران هستند. این یکی اما کمی فرق می کرد. اینجا کوچه ای فرعی و بدون عبور و مرور بود. کمی مکث کردیم و برگشتیم تا دلیل حضورشان را بپرسیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:42  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

...

یک بازیگر مطرح و پولساز این روزهای سینما، چند سال قبل فقط به دلیل اصرار یکی از زنان بازیگر و مشروط کردن بازی خود به بازی او در نقش مقابلش وارد سینما شده است و اکنون دستمزدهای اینچنینی طلب می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:47  توسط مالک شریعتی  | 

بسمه تعالي

حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است.
متن شكوائيه آحاد مردم از مشوقين به قانون گريزي

جناب آقاي محسنی اژه ای
دادستان محترم کل کشور
سلام عليكم
با احترام ، اينجانب، از نامزد خاص دهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري آقاي مير حسين موسوي خامنه كه به طرق مختلف: اعم از حضور فعال، صدور بيانه، سخنراني و ...، باعث تشويق افراد به اردو كشي خياباني و نتيجتا آشوب شورش ، تخريب اموال عمومي و خصوصي، مجروح كردن و كشتن هموطنان بي گناه ،‌بر هم زدن امنيت عمومي خصوصا مزاحمت هاي دير هنگام شبانه، افترا و توهين و هتك حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي و مسئولين ،‌اخلال در نظم ، آسايش و عمومي، ايراد خدشه بر حيثيت نظام در سطح بين الملل، ممانعت از كسب و كار مغازه داران خيابان ها به جهت ايجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن، آتش افروزي، اتلاف اموال عمومي و خصوصي شده اند، همچنين از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپيمايي ها و تجمعات و اقدامات غير قانوني و خشونت آميز و ضد مردمي كه به بهانه ي تقلب در انتخابات و تمكين نكردن به قانون ، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد ، از تاريخ 23/3/1388 لغايت تاريخ امضاي اين شكايت نامه در سطح وسيع ، گسترده و حجيم به راه انداختند مستندا به مواد 498، 610، 609، 698، 618، 186، 187، 687، 689، 203، 208، 615 و 675 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مربوط به موضوع ، شكايات دارم. خواهشمند است نسبت به تعقيب كيفري متخلفين و قانون شكنان آشوبگر و معرفي آنها و احقاق حقوق از دست رفته ي اينجانب، دستور عاجل صادر فرماييد.

منبع: موج قانون

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:52  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

اسفنديار رحيم مشايي در جلسه‌اي خصوصي با تعدادي از دانشجويان فعال سياسي كه چندی پیش در مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جهاني شدن برگزار شد،‌ نظريات جالبی بیان داشته که قابل تامل است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 11:28  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

همزمان با ارائه بسته پیشنهادی ایران به کشورهای 5+1، فضای رسانه ای شدیدی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفت مبنی بر اینکه آخرین مهلت ایران برای انجام مذاکره با غرب تنها تا پایان سپتامبر 2009 میباشد. اما در پشت پرده این تبیلغات، اتفاقات دیگری در جریان بود.

خاویر سولانا، دبیر کل اسبق ناتو و مسوول فعلی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با آقای دکتر سعید جلیلی دبیر شورایعالی امنیت ملی تماس گرفت تا با القای فضای رسانه ای غرب، ایران را به انجام مذاکرات در سپتامبر درباره "پرونده هسته ای" وادار نماید. جلیلی با اعلام اینکه اولا برنامه کاری اش در ماه سپتامبر پر است و وقت ندارد و ثانیا موضوع مذاکرات نباید پرونده هسته ای ایران باشد زیر بار تعیین تکلیف سولانا نرفت. بالاخره سولانا پذیرفت که مذاکرات در اکتبر و با موضوع بسته پیشنهادی ایران برگزار شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 11:54  توسط مالک شریعتی  | 

هوالحکیم

کپي برداري مقالات يا به عبارت دیگر جعل علمي آنها، پدیده نامبارکی است که در موارد زیادی دیده شده است. دهها شباهت بين مقالات چاپ شده در نشريات مختلف علمی، باعث تعجب و البته تاسف نویسنده یا نویسندگان اصلي مقالات گرديده است و در مواردی به شکایت هم آنها منجر شده است. اما کافی است تا پای یکی از این نویسندگان به عالم سیاست باز شود تا رسوای خبری رسانه ها شود.

22 سپتامبر 2009، بخش وبلاگ نشریه نیچر در مطلبی مدعی شد که قسمتهای زیادی از متون، کلمات و ارقام و بخشهای مقاله دکتر کامران دانشجو وزیر کنونی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران که در سال جاری منتشر شده است، شباهت بسیار زیادی به مقاله دانشمندان کره جنوبی دارد که در سال 2002 انتشار یافته است که البته با پاسخ مشروح آقای مجید شهروی - دانشجوی آقای دکتر دانشجو و نویسنده اصلی مقاله مذکور - مواجه گردید. این خبر با فاصله اندکی از جنجال در مورد صحت و اصالت مدرک دکتری ایشان - که بنده نیز قبلا در مطلبی به آن پرداختم - انتشار یافت و موجی از اظهار نظرهای موافق، مخالف و بعضا مغرضانه را علیه وی و دولت دهم به دنبال داشت.

مهرماه سال گذشته هم دکتر معصومه ابتکار سوژه مچ‌گیری مشابهی شد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 10:35  توسط مالک شریعتی  | 

مطلب زیر عینا در سایت جهان نیوز با عنوان "دروغ جدید یاران میرحسین و کروبی" آمده است:

هوالحکیم 

"خسن و خسین سه دختر مغاویه بودند که توسط گرگها در چاه افتاده، خفه شدند!" 

جمله فوق نمادی مشهور از تناقض گویی و دروغ پردازی است، چراکه:
1- حسن و حسین (علیهم السلام) صحیح است نه خسن و خسین.
2- آنها دو نفر هستند نه سه نفر.
3- آنها پسرند نه دختر.
4- آنها فرزندان علی (ع) بودند نه شخص دیگر.
5- معاویه درست است نه مغاویه.
6- آنها در چاه خفه نشدند بلکه به دست معاویه و یزید شهید شدند و قضایای چاه و گرگها مربوط به داستان حضرت یوسف (ع) بود.
7- چاه در داستان حضرت یوسف (ع) آنقدر آب نداشت که کسی را خفه کند.
8- برادران یوسف او را در چاه انداختند نه گرگها.
9- برادران یوسف ادعا نکردند که او در چاه افتاده و خفه شده بلکه گفتند گرگها او را خورده اند.
... نهایتا اینکه داستان خورده شدن یوسف توسط گرگها اساسا دروغ و ساخته برادران حسود یوسف بود و او زنده مانده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 15:46  توسط مالک شریعتی  |