در ایام تبلیغات انتخاباتی و زمانی که بازار شعر گفتن برای ارسال از طریق پیامک داغ داغ بود، دو بیت سروده شد که با حال و هوای این روزهای جنبش سبز اموی سازگاری بیشتری دارد. خصوصا بعد از یوم الله سیزده آبان که آخرین میخ بر تابوت آنها بود. چراکه اکثر قریب به اتفاق غافلان روزهای نخست این فریب بزرگ، تاکنون صف خود را از پیاده نظامان بی جیره و مواجب کاخ سبز (سابقا سفید) آمریکا جدا کرده اند و از این پس رهبران داخلی این حرکت کور تنها باید پاسخگوی جسارت بخشی به عده ای کینه توز برای عقده گشایی نسبت به نظام، انقلاب، امام و رهبری باشند.
موجیم ولی ز عمق دریا آییم
ما مخزن اسرار دل دریاییم
ای سبزه کوچک کنار مرداب!
برخیز و برو! فاتح ساحل ماییم
**************************
شعری هم از دوست خوبم عبدالمجید خشنود دانشجوی دکتری دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی:
از چپ و راست رسد بر سر من پيغامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
چقَدَر خوب گذشت فصل نا آرامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
نام مردم بردم، کام بيگانه شکفت
در دلم آشوب است، در سرم سرسامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
راه سبزم زرد است و اميدم اندک
در ته دره کبر، قله ناکامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
دوستانم در بند همه "چيزم" گقتند
بازجو بود چقدر فرد خون آشامی!
من توهم زده ام، من توهم زده ام
سر پيری شده و معرگه گيری گل کرد
دوستی گفت که از عهد جوانی خامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
راه ما بس تنگ است اندکی طولانی
تا که قانون باشد نرسد فرجامی
من توهم زده ام، من توهم زده ام
